X
تبلیغات
وبلاگicon
نـــــــــاژو

نـــــــــاژو
خێر به یدێ وبلاگ شخصی شهـــــــلا صـــــادقــــــی
لینک دوستان

آیا واقعا فرهنگ رانندگی در این شهر .........   

 

روز بدون خودرو، روزی ماندگار در تاریخ پاوه / + گزارش تصویری

 

 

 

 

 

 

 

 

آیا تا حالا فکر کرد ه اید این همه خسارت جانی و مالی ، دیر رسیدنها ، ترافیک ، شلوغی شهر و .......

تصادفات در شهر ما  نتیجه چیست؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

مگر چه کارهایی  باید کرد تا این تصادفات کاهش یابد؟این همه افزایش جرایم،اجباری کردن قوانین از کمر بند گرفته تا ایربک،این همه گشت پلیس و پیام بازرگانی ولی باز هم افزایش تلفات و خسارت را داریم.من فکر می کردم این همه خسارت نتیجه بد راندن ما ایرانیان است.اما الان قبول نمی کنم این خسارتها فقط نتیجه بد رانندگی کردن ما است.زیرا در دنیا مردمی هستند که بسیار بد تر از ما می رانند اما بسیار کمتر از ما تصادف دارند.اگر در اتو بانها ،جاده ها ویاخیابانهای هند رانندگی کرده باشید می بینید که همه باهم حرکت می کنند از عابر پیاده،کالسکه،

حیوانات وحشی و اهلی گرفته تا موتورسواران، دوچرخه سواران ،همه جور خودرو. قوانین هم که تعطیل ؛سبقت از چپ ور است معنا نداره .از کمربند ایمنی، محدودیت سرعت و گشت پلیس هم خبری نیست. اما به ندرت می توان تصادفی دید یا

پر خاشگری دو راننده را مشاهده کرد.

حالا من این سوال برایم پیش آمده :آیا این همه تصادف و خسارت نمی تواند علت روحی و روانی داشته باشد؟.

وقتی در جاده های شهر خودمان مشغول رانندگی هستیم و می بینم مثلا درب باک بنزین یا درب خودرویی کامل بسته نشده،سعی میکنیم با بوقی، چراغی یا علامت دستی طرف را متو جه کنیم اما دریغ از لحظه ای درنگ در

پشت     (ترافیک میدان مولوی تا خیابان تکیه )

یا تحمل دقایقی از ترافیک،

موندن تو ترافیک یا تحمل یک بوق

یا نه اینکه ، یک بنده خدایی ناآگاه از کنارما رد بشه و خدایی نخواسته از ما سبقت بگیره ................

وا ویلا بوق بوق بوق

دیگه اصلا مهم نیست کسی خوابه ، تو خونه ای مریضی هست و و .................

حالا جدا از مشکلات خیابان های شهر پاوه و متاسفانه عرض کم این خیابونها ،

پارک بی معنا و بی دلیل اتومبیلهای شخصی که شبانه روز اگر بخواهیم آمار بگیریم از مسیر میدان شهدا تا میدان مولوی چند صد دستگاه اتومبیل پارک کرده اند و خیلی از وقت ها متاسفانه مغازه دارها و کسبه ای که فقط برای رسیدن به محل کار این اتومبیل ها را پارک میکنند و باعث این چنین ترافیک هایی میشوند

و اون وقت خیلی از ما ادعا میکنیم که فرهنگ رانندگی ما .................است

خودتون قضاوت کنید

 پاوه امروز قرار بود که بدونه خودروی شخصی باشه ؟!

کی به وعده هاش عمل کرد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

چه کسانی مسیر کار تا خانه را پیاده رفتن  یا برعکس

چه کسانی برای  زیبا تر شدن پاوه با این شعار موافق بودند

و چه کسانی برای پاوه ی بدون خودرو  تلاش کردند

 

ناژو فروردین ۹۳

 

[ دوشنبه بیست و پنجم فروردین 1393 ] [ 19:43 ] [ شهـلا صـــادقـــی ]

تمام شکست هایم را به مزایده گذاشته ام ، چه کسی می خواهد  رمز برخاستن رابخرد  ؟!

********************

[ دوشنبه بیست و پنجم فروردین 1393 ] [ 17:59 ] [ شهـلا صـــادقـــی ]
تصاویر خنده دار از حمل و نقل - آکا

تصاویر خنده دار از حمل و نقل - آکا
تصاویر خنده دار از حمل و نقل - آکا

 

[ جمعه بیست و دوم فروردین 1393 ] [ 10:52 ] [ شهـلا صـــادقـــی ]

معلم عصبی دفتر را روی میز کوبید و داد زد : سارا ..... !

دخترک خودش را جمع و جور کرد ، سرش را پایین انداخت و خودش را تا جلوی میز معلم کشید و با صدای لرزان گفت : بله خانم؟ معلم که از عصبانیت شقیقه هایش می زد ، به چشمهای سیاه و مظلوم دخترک خیره شد و داد زد : (چند بار بگم مشقاتو تمیز بنویس و دفترت رو سیاه و پاره نکن ؟ ها؟فردا مادرت رو میاری مدرسه می خوام در مورد بچه ی بی انظباطش باهاش صحبت کنم )دخترک چانه لرزانش را جمع کرد... بغضش را به زحمت قورت داد و آرام گفت :خانوم... مادرم مریضه... اما بابام گفته آخر ماه بهش حقوق میدن... اونوقت میشه مامانم رو بستری کنیم که دیگه از گلوش خون نیاد... اونوقت میشه برای خواهرم شیر خشک بخریم که شب تاصبح گریه نکنه... اونوقت... اونوقت قول داده اگه پولی موند برای من هم یه دفتر بخره که من دفترهای داداشم رو پاک نکنم و توش بنویسم...! اونوقت قول می دم مشقامو بنویسم ...!

معلم صندلیش را به سمت تخته چرخاند و گفت : بشین سارا...

 و کاسه اشک چشمش روی گونه خالی شد

[ پنجشنبه بیست و یکم فروردین 1393 ] [ 12:46 ] [ شهـلا صـــادقـــی ]

دوستان  عزیز باز هم سلام

 

کمترین آرزویم این است :

 

هرگز با چشمان مهربانتان نامهربانی روزگار را نبینید.

 

بالاتراین خواسته ام این است :

 

حاجت دلتان با حکمت خدا یکی باشد...

 

هرگز با چشمان بارانی آینه را ننگرید .

زندگی ساختنی است نه گذراندنی،

بمان برای ساختن،

نساز برای ماندن.

فاصلۀ بین مشکل و حل آن یک زانو زدن است،

 اما نه در برابر مشکل بلکه در برابر خـــــــــــــــــدا.

امیدوارم هیچگاه  تجربه اش نکنید

 بیماری فرزند

  دوری عزیز ان

 

 

هیچ چیز ناراحتتان نکند،

 

فقط شادی ها احاطه تان کند،

 دوستانتان عاشقتان باشند،

  لطف خدا همراهتان باشد.

هرگز با چشمان مهربانتان

 

نامهربانی روزگار را نبینید.

 

اینهاست آرزوهای من برای شما عزیزان

در سال جدید

 

صبح یک روز بهار یتان به خیر باد

 

ناژو فروردین ۹۳

 

[ سه شنبه نوزدهم فروردین 1393 ] [ 8:19 ] [ شهـلا صـــادقـــی ]
قبل از نوروز فكر هايمان را به روز كنيم

امروزمیخوام راجع به یه مطلب استثنایی براتون حرف بزنم.انصافا قدر این مسئولین شهرمون

روباید بدونیم..آقا هرروز تو خیابونن.!!! هرروز بین این مردمن!!!.همش کار!!! همش فعالیت !!!

من ازطرف این مردم ازتمامی زحمات شما تشکرمیکنم.!!!آقا یه کم به خودتون برسید یه

خورده وقت هم واسه خودتون بزارید!اینجوری تلف میشید!نمونه اش همین خیابون اصلی

شهرمون بنده خداها انقدر جلسه میزارن انقدر طرح میدن دیگه خسته شدن...

این شهرما یه خیابون داره که تو دنیا لنگش نیست.باور کنید عرض خیابون واسه حرکت

یکطرفه ماشینا کوچیکه،چه برسه که بخوان دوطرفه حرکت کنن...آمار تصادف الی ماشاءالله

بگذریم ،ما مردم هم که پوستمون تا دلتون بخواد کلفت،نمیدونم کی این وسط میخواد

دلش به حال شهر ما بسوزه...ماکه دلمون به حال خودمون نمیسوزه واي به حال تجارو كسبه

ها ، پياده روها كه ارث باباي همه مغازه دارها شده مگه مي توني در لابه لاي جنس مغازه

ها از پياده روها عبور كني ؟

كاش كسبه عزيز شهرمون سر موقع هم در محل كسب خود حاضر بودند . راستش دلم

بيشتر از آونها پر تا از خيابان شهر امروز صبح قبل از اومدن سر كار يك كادر رنگي لازم داشتم

باوربفرمائيد از خيابان ترمينال كرمانشاه ورودي شهر تا انتهاي خيابان تكيه را من با ماشين

گشتم دريغ از بازبودن يك مغازه لوازم التحرير

حداقل نمي گن صبح زود بريم مغازه كه يك مشتري رو رابندازيم

نمي دانم اين فروشندهاي محترم شهر كه همه از دست روزي كم و فروش كم مي نالند

اينجوري ميرن سر كار ؟؟!!

خدا را شاهد مي گيرم در مسير طي شده كه ذكر گرديد فقط يك سوپر ماركت باز بود و بس !

همه تو خونه گرفتن لالا .........

ساعت 9:30 ميان مغازه 11 بر مي گردن نهار مي خورند عصر 3:30 تا 5 به فروش اجناس

مغازه مي پردازند اونوقت ميگن فروش و روزيمون كمه

انصافت را شكر " خوب اول صبح خدا روزي را تقسيم مي كنه برو در مغازه واسا ببين روزي

خودش همينجوري سرازير نميشه

كاش حداقل براي اين چند روز مانده به آخر سال تمام كسبه هاي محترم شهر از جمله قصاب

، بزازي ، خياطي ، بوتيك فروشي و ............ حداقل تا ساعت 8 شب به فروش اجناس

مي پرداختند ، حداقل هم مردم خريدشان را مي توانستند راحت تر انجام بدهند .و هم

فروشنده ها به فروش بيشتري مي رسيدند و هم مردم هم ..........

اي كاش به خاطر نوشدن سال و رسيدن بهار همه دلهامون را نو كنيم ،

بياييد همه دست در دست هم با رعايت اصول

با رانندگي صحيح

راعايت حق تقدم

احترام به عابر پياده

احترام به رفتگر

احترام به شهر داري به قوانين شهروندي و زيباسازي شهر

كمي به فكر فرو برويم

با همكاري و هم دلي بياييد باهم يك شهر خوب و پاكيزه يك خيابان آرام و بدون ترافيك ، يك

پياده رو خلوت و

بدون سد معبر و يك شهروند خوب و ايدآل را در سال نو براي شهرمان به ارمغان بياوريم

سال وقتي نو ميشه كه ادمها افكارشون نو باشه

شاداب باشيد

 

 

 

[ سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1392 ] [ 22:7 ] [ شهـلا صـــادقـــی ]
 

امروزه گرسنگی فکر ، از گرسنگی نان فاجعه انگیز تر است

                                                                      ((دکتر علی شریعتی))

 

مدل لباس کردی زنانه|Photo3Nter.iR

مدل,لباس,زنانه,محلی,کردی,2012مدل,لباس,زنانه,محلی,کردی,2012مدل,لباس,زنانه,محلی,کردی,2012

 بنیان همه فرهنگ ها ، تصورات و اندیشه هایی که مشخص می کنند چه چیزی مهم ، ارزشمند

 و مطلوب و پسندیده است . این تصورات انتزاعی یا ارزش ها ، به آدمیان در تعامل با دنیا

اطراف معنا می دهد و آن ها را هدایت می کنند . ارزش ها و هنجارها ی فرهنگی غالباً در طول

 زمان تغییر می کنند همه فرهنگ ها ، الگوهای رفتاری یگانه و منحصر به فردی که به چشم

مردم سایر فرهنگ ها بیگانه عجیب می آید . اگر شما به خارج از کشور خود مسافرت کرده

باشید احتمالا با احساسی که ناشی از قرار گرفتن در یک فرهنگ جدیداست آشنا هستید .

 جنبه هایی از زندگی روز مره که شما در فرهنگ خودتان به صورت نا خود آگاه آن ها را

بدیهی می پندارید ،ممکن است در سایر نواحی از جهان بخشی از زندگی روز مره ، نباشد حتی

 در کشورهایی که زبان مشترک با آن ها داریم ، عادت ها ، آداب و رسوم و رفتارهای

 روز مره کاملا متفاوت است عبارت شوک فرهنگی عبارت بسیار گویایی است 

مردم وقتی وارد فرهنگ جدیدی می شوند غالبا احساس سردر گمی می کنند.و هنوز نیاموخته اند

 که در این فرهنگ جدید چگونه طی طریق کنند درک فرهنگ های بیگانه می تواند کار بسیار

 دشواری باشد .مانمی توانیم اعمال و عقاید مردم را جدا از فرهنگ های وسیع تری که بخشی از

 آن هستند ، درک کنیم .هر فرهنگ را باید بر اساس معناها و ارزش های مختص به آن فرهنگ

 مطالعه کرد . و این یکی از فرضیه های اصلی جامعه شناسی است .

محیط فرهنگی که ما در آن به دنیا می آییم وبه بلوغ می رسیم بر رفتارما تاثیر می گذارد ،

اما این بدان معنا نیست که انسان ها فاقد فردیت یا اراده آزاد هستند .شاید چنین به نظر برسد که

 ما در قالب هایی که جامعه برایمان تدارک دیده است ریخته می شویم . این واقعیت که ما از

 تولد تا مرگ درگیر کنش متقابل با دیگران هستیم یقیناً برای شخصیت های ما ، ارزش هایی که

 به آن ها معتقدیم و رفتارهایی که در پیش می گیریم قید و شرط هایی ایجاد می کند اما در عین

 حال ، اجتماعی شدن و ریشه و خاستگاه همین فردیت و آزادی ماست . عقاید و اعمال فرهنگی

 تنوع و گوناگونی زیادی دارند . فرهنگ به معنای روش های زندگی اعضای یک جامعه ،

 گروههای درون یک جامعه است .فرهنگ شامل هنر ، ادبیات و نقاشی است اما چندین طیف

 بسیار وسیع تری نیز در بر دارد. بر ای مثال از دیگر اقلام فرهنگی می توان به نحوه لباس

 پوشیدن مردم ، آداب و رسوم آنها ، الگوهای کار و مراسم دینی و....آنها اشاره کرد .

ما در منطقه ای بنام هورامان زندگی می کنیم و در تمام کشور به نوع پوشش محلی مشهور

شده ایم آیا این قابل قبول است که عده ای آدم سود جو یا شاید طراح مد و فشیون لباس بخواهند

 تغییری بر این پوشش اصیل و قدیمی که از نیاکانمان به ما ارث رسیده ، بدهند و بدون

هیچ آگاهی آنچه را که خود مد یا کلاس می نامند بریکی از اقلام مشخص فرهنگی ما ارائه دهند

 ، ماههاست که به  جستجوی پوشش محلی که مخصوص هورامان است در صنفهای خیاطی

 زنانه در شهرمشغول هستم ،عکس  ها و تصاویر زیبا و فریبنده ای که درخیاطی های زنانه که

 اکنون برو بیایی بیشتری هم دارند باعث می شود که کمی به فکر فرو روم

و تاثیر این تغییر آشکار در لباسم را بیشتر جویا شوم ُلباس هایی که اکنون مد شده اند 

 بنام و اصطلاح (کردی فارسی ، ترک ، هشت و شش ترک ، دوچین ، چند تیکه و چند رنگ ،

 نیلوفری ، دامن حلزونی ، دامن برگ ، ماهواره ای ، بدون آستین و ........ )که از نوشتن نام

 چندش آور بسیاری دیگر از این پیراهن ها بر خود لازم می دانم به همین چند مدل تکیه کرده و

 عوارض و عواقب فراموشی دوخت و مدل اصلی لباس اصیل ویژه ی منطقه هورامان را

 بررسی کنم ، سالیان سال پیش پوششی مازاد بر پوشش اصلی منطقه از مناطق دور دست

 اعراب بر زیبایی و تنوع رنگ لباس های مناطق کرد نشین افزوده شد (چادر ) که توانست به

 صورت یک پوشش جدیدمناسب برای حجاب بیشتر جایی درکنار لباس محلی و اصیل هورامان

 بازکند .از عواقب حضوراین پوشش کم رنگ کردن تنوع لباس کردی ،از بین رفتن و بلااستفاده

 شدن تکه هایی از لباس اصیل (چه تفه ، مه شکی ) می باشد .

اما به مرور زمان برای حضور در اجتماع بزرگتر و مکانهایی تفریحی و بازارها و ادارات

 وغیره .....چادر توانست به عنوان یک پوشش جدید نقش بزرگی را در مخفی کردن لباس سنتی زنان

 منطقه ی ما ایفا کند .

وبه مرور  زمان به صورت های  متغییر وجود مانتو در طرح و نقش های مختلف و تنوع

 فراوان که اکنون در دنیای مدرن موجود می باشد باعث کم رنگ شدن حضور چند تکیه ی دیگر

 از لباس اصیل این منطقه گردید ( پوشش مانتوو شلوار بجای  لباس  محلی در بسیاری از

 مهمانی ها و مجالس از بین رفتن کامل  (سه لته ، که وا ،) یا پوشش مانتوهای کوتاه و سارافون

  برروی پیراهن کردی  در بین جوانان و نوجوانان به عنوان یکی دیگر از عوارض های ناشی

 در ضد فرهنگ بر فرهنگ اصیل ما ضربه وارد کرده است ، اما با حضور این دو تکه لباس

 غیر رسمی منطقه ی هورامان ضربات بسیار سنگین هنوز به لباس اصیل ما وارد نشده  بود 

 تا اینکه  طی دویا سه سال اخیر وجود مد های جدید لباس کردی فارسی  و غربی که فقط به نام

 کردی در بازار عرضه می گردد باعث از بین رفتن بسیاری از حریم ها و امنیت این لباس

 گردید ، وجود آستین های پاره و ،  یقه ی باز و دامن پاره و دنباله دار و.... همه و همه نه

 تنها به زیبایی این پوشش اصیل نیافزود بلکه حجاب و امنیت این لباس را از بین برده است

 ،چون قرن هاست که پوشش اصیل کردی بعنوان پوشیده ترین و متنوع ترین لباس در ایران

 مشهور می باشد . اما امروزه بسیاری از زنان نا آگاه منطقه پیشرفت خود را در تغییر وتحول در فرهنگ ،

آداب و رسوم و ....می دانند و در این فکر هستند که با دوخت و تغییر در طراحی لباس محلی از دیدگاه

مردم آدمهایی باکلاس ، پیشرفته و شاید مدرن تصور شوند

 سوال اینجاست که چرا در سایر مناطق ایران ویا سایر کشور ها دیگر دنیا   (ترکیه ، عربستان و

 انگلستان و.... )نمی خواهند از طرح و نقش های زیبایی لباس های کردی الگو

بر دارند ؟؟؟؟!!!!!!!!!!

ویا  دربرش و دوخت  لباس رسمی خود   تغییراتی انجام دهند 

 با این حال بسیاری از جوانان منطقه ما هنوز نمی خواهند بپذیرند که لباس اصیل و پر زرق وبرق هورامان

برازنده ی تن همین شیر زنان و شیر مردان است .و لباس های غربی و بی هویت ویژه انسانهای بی

اصالت و بی هویت است 

لازم به ذکر است که تغییر جزیی در لباس مردانه (کوا و پانتول ) هم به وجود آمده ، یقه های انگلیسی

و مدل های کت و شلواری و .........که در کوا و پانتول بسیارهم به چشم می آید .

اما طراحی جدید در لباس  کردی زنان تغییرات فاحشی بوجودآورده است .

با مراجعه به یکی دیگر از خیاط طراح مدل های جدید متوجه شدم که طرفداران مدل های قدیمی

 لباس کردی سهم کمی در سفارش دوخت مدل اصیل را در  آن کارگاه دارند ؟ ایشان بابیان

 این چند جمله ، مرا متعجب کردند  

-در حقیقت مشتری های پوشش اصیل هورامان یعنی پیراهن محلی با تیرنجه و فقیانه بیشتر در

 خانمهای بالای چهل سال سفارش می گردد و اما ما به خاطرجلب رضایت اکثر مشتری ها

 مجبور هستیم در اینترنت به جستجوی مدل های جدید لباس بپردازیم .و هر چند وقت یکبار

 طرحی جدید را با لباس کردی در هم آمیخته و مدل جدیدتری ارائه دهیم

متقاضیان مدل های جدید بر این باورند که پوشش کنونی  قابل قبول تر و مورد پسند تر از پوشش

 اصیل است . دیدگاههای جوانانی که نا آگاهانه این تغییر و تحول را در یکی از اقلام

 فرهنگی به این آسانی پذیرا هستند بایدتاچه اندازه کوته فکرانه و در قبال جامعه بی مسئولیت باشند.

 ای کاش: به جایی تغییر در پوشش اصیل محلی مقداری هرچند اندک اما در رفتار و روابط

 صحیح اجتماعی  .تغییروظایف شهروندی   ومطالعه و تفکر در پیشبرد اهداف عالی و

علمی خود و خانواده و اجتماع کوشا بوده و پاسدار فرهنگ واداب و رسوم  اصیل منطقه هورامان باشیم  

 

 نــــــاژو

 

[ چهارشنبه بیست و پنجم دی 1392 ] [ 11:16 ] [ شهـلا صـــادقـــی ]
 

جشن یلدا در ایران امروز
جشن یلدا در ایران امروز نیز با گرد هم آمدن و شب‎نشینی اعضای خانواده و اقوام در کنار یکدیگر برگزار می‎شود. آیین
شب یلدا یا شب چله، خوردن آجیل مخصوص، هندوانه، انار و شیرینی و میوه‌های گوناگون است که همه جنبهٔ نمادی دارند و نشانهٔ برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی ‌هستند. در این شب هم مثل جشن تیرگان، فال گرفتن از کتاب حافظ مرسوم است. حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روی پوکی و یا پری آن، آینده‌گویی می‌کنند.

یلدای ایرانی، شبی که خورشید از نو زاده می‌شود
یلدا در افسانه‌ها و اسطوره‌های ایرانی حدیث میلاد عشق است که هر سال در «خرم روز» مکرر می‌شود.
«ماه دلداده مهر است و این هر دو سر بر کار خود دارند که زمان کار ماه شب است و مهر روزها بر می‌آید. ماه بر آن است که سحرگاه، راه بر مهر ببندد و با او در آمیزد، اما همیشه در خواب می‌ماند و روز فرا می‌رسد که ماه را در آن راهی نیست. سرانجام ماه تدبیری می‌اندیشد و ستاره ای را اجیر می‌کند، ستاره ای که اگر به آسمان نگاه کنی همیشه کنار ماه قرار دارد و عاقبت نیمه شبی ستاره، ماه را بیدار می‌کند و خبر نزدیک شدن خورشید را به او می‌دهد. ماه به استقبال مهر می‌رود و راز دل می‌گوید و دلبری می‌کند و مهر را از رفتن باز می‌دارد. در چنین زمانی است که خورشید و ماه کار خود را فراموش می‌کنند و عاشقی پیشه می‌کنند و مهر دیر بر می‌آید و این شب، «یلدا» نام می‌گیرد. از آن زمان هر سال مهر و ماه تنها یک شب به دیدار یکدیگر می‌رسند و هر سال را فقط یک شب بلند و سیاه وطولانی است که همانا
شب یلداست. »
یلدا در افسانه‌ها و اسطوره‌های ایرانی حدیث میلاد عشق است که هر سال در «خرم روز» مکرر می‌شود.

در زمان ابوریحان بیرونی به دی ماه، «خور ماه» (خورشید ماه) نیز می‌گفتند که نخستین روز آن خرم روز نام داشت و ماهی بود که آیین‌های بسیاری در آن برگزار می‌شد. از آن جا که خرم روز، نخستین روز دی ماه، بلندترین شب سال را پشت سر دارد پیوند آن با خورشید معنایی ژرف می‌یابد. از پس بلندترین شب سال که یلدا نامیده می‌شود خورشید از نو زاده می‌شود و طبیعت دوباره آهنگ زندگی ساز می‌کند و خرمی‌ جهان را فرا می‌گیرد.
لازم به ذکر است یلدا در سرزمین‌های فلات ایران روسیه و دیگر کشورها با پیشینه ی تاریخی برگزار می‌شود.
 

 

 
 
[ شنبه سی ام آذر 1392 ] [ 22:51 ] [ شهـلا صـــادقـــی ]

همیشه دلم نا پووه شاده بوو

 

شادی ده لش نیه ن پوه به ی لی ده لیم  

 

ناژو

آذر۹۲

******************************* 

ترجمه :

دوست دارم همیشه شاد باشم ! شادی ست که دوست ندارد در دلم باشد

 

[ جمعه بیست و نهم آذر 1392 ] [ 22:54 ] [ شهـلا صـــادقـــی ]


عاشق طنزم و بزرگ‌ترین آرزویم ، فقرزدايی از غم است .


در حوزه طنز،بیشتر به کاریکلماتور مهرمی ورزم که گاهی طنزکلمات ، بازی با کلمات و شوخی باکلمات هم نامیده میشود.
  برای اولین بار درمورد شهر م شعر طنزی در قالب (صنعت عكس يا قلب )مي نويسم   بي هيچ  ترديدي آنچه را از اطرافم ديده ام در اين لقوزنامه  راه داده ام شايد ناقص .اما خواستم كه شهر م رادر غم تنهايش كمي همراهي كنم  

لقوز نامه

شه‌مامه‌یش کیاس ميرزاي پاوه شار                       په‌رساش جه هه‌وڵي جه قه‌دیم چنار

واتش هه‌ی چنار چي بي ره‌نگه ني                          جـــه باسو پاوه‌ي تو بێ ده‌نگـــه‌ني


                                           خه‌ور مــــــه‌زاني؟ جـه پاوه شـــــــاري


                                           چێشش ســه‌ر ئومه‌ن بيه ردو رۆزگاري


   ئاغــــا ده‌ردو دڵ بێ نه‌هـــايه‌ته‌ن                           شكايه‌ت نيه‌ن ، يه حــــه‌كايه‌ته‌ن     
    

                                          هه‌ر جه لاي كه‌ليان تا بياوي میدان 


                                           تۆپو ئابشاره‌ن، سه‌نده‌لی و گۆڵدان


  مــيرزام نه‌ديه‌نت پارچو لــێواني                              چن زه‌ريف نـــريان گۆشه‌و مێداني


 جاده‌و ده‌رنيشه‌ي بێ ده‌نگ  و بێ باس                نه قاڵ نه ماشين ، نه ساخت و نه ساز


                                          ميرزام چه‌مت كه‌وت ئابشاره‌كان تۆ 


                                       چه‌ني شان نيه‌ینێ دو دو جـــه لاي يۆ

 

 هه‌وڵيت تازه ديه‌ن ؟! ئاوي قرمه‌ش مه‌ي                 جاي عه‌يش و نيشات قاوه خانه‌و چه‌ي


                                       هه‌وڵي سه‌ر سه‌وزه‌ن نه‌ويه‌ن بيابان 


                                        ناقش نه‌گيريان به ماسه و سيمان           

 

 مه‌يوه خۆ ويرت عمـــارتي سـان                            هه‌ر پاسه مه‌نه‌ن خاسشـان پارێزنان

 

   قـه‌ڵادزه، مێردۆك هه‌ر به‌رقه‌راره‌ن                       پاسه مـــه‌زاني ؟! پاوه ئا شـاره‌ن؟


                                       پاوه شــارێوه بێ عه‌يب و بــاسه‌ن


                                       بيمارستانش، مولــه‌قه‌ي خاسه‌ن     


 نه كه‌سه‌ي مه‌مرۆ نه گێرۆ  شه‌فا                        ده‌مـــو ده‌زگـــاي فه‌ره، دۆكتر و ده‌وا


                                   مـــه‌وان به ئعزام ئه‌و شارانه‌ي ته‌ر


                                  تا چــێ ئامارو  مه‌رگـــي نه‌لـۆ سه‌ر

 

 کـــه‌رگه بنیه‌وه‌‌ به جیاتی ماشين                          خیابانش چۆڵ  ، مه‌گر كه‌س ناشين ؟!


                            جه‌دوه‌ل به‌ندي و ساف بێ ده‌سه‌نازه‌ن


                                 بلوار و پاركينـــك  ، ئسفالتش تــازه‌ن


 نه‌ويه‌ن پیـــاده‌ره‌و ، پاســاژ و دوكان                     نه‌وره‌شيان قه ومي دكــــه و بازارچــــان  


                             هیچ که‌س جه م نمه‌وو جه فرمانداري!!


                                وه‌ڵات خه‌ريك و كــاسبي و كـــاري


يه‌ك جوانه ي به‌تال  يا بي كارنيه‌ن                         نمه‌زانو په‌ي چي مــه‌رزيچ وازبيه‌ن؟!

 

كۆڵ جه دانشگاه ، مه‌دره‌كشان گێرته‌ن                  وه‌ڵێ ئه‌ومه‌يشان كــار ئاماده بيه‌ن


                                ئاسوده خياڵي و په‌رو په‌شيـــوي


                         نه ‌دوود  ، نه مه‌شرووب ، ئه‌هلو  كتيـێوي


ميرزام ويمير يچ راش ئاسفالت كريا                      بنه ره تو تلــــه كابيني  زاوه‌لـــي نريا


  نه ديـــوار كيشيان ده‌ورو زه‌مينان                      نه بيه‌ن قرواني راو پوينه ي و كويسان


                                 ميرزام پاوه شــــار بيه ن شارستان  

                               امكانــــاتش هــــه‌ن فره‌و فـــــراوان             


ساڵۆنـه‌ی گه‌وره، نامێش سينه‌مان                    وه ش كریان ئاغه‌م  په‌ي كه‌یف و جـــوانان


                              پارك و ته‌فريحگاه ، چه ن شــــاربازي

                           شادي و سه‌رگه‌رمي كۆڵ جوانه‌ي رازي

 

بانگێش وام مه‌دان بێ قه‌وم و پارتي !                   جه كلاش ،  بێكاري ، تاكـــو خياتي


                               كۆڵ  په‌ي ئينه‌يه فه‌قه‌ت خه‌يره بدان


                                 وامـێ بێ به‌هره و بـــێ زامن مدان


 فه‌رهنگ نمه‌زاني چيشش سه‌ر ئامان          كۆڵ مانـــگه‌ي چاشتي  مه‌دۆ  مه‌عالمان


                                هه‌رچي ريوه‌ني  گروه ، كادۆ خه‌ير


                           مه‌دره‌سێ تازێ  به چه‌م نمه‌وان سه‌ير


سه‌بت و ئه‌حواڵي و سه‌بت و سه‌نه‌دان              كارێ مه‌وزان را بــێ عه‌يب و نقسان


                             ئداره و پوستی   ، نامه‌ت مه‌كيانو


                           ياواي مه‌قسه‌دش مه‌ر خودا بزانوو


 ئاوو فــازلاو ته‌سفيه خانه‌ش هه‌ن                  مه‌گر بي ئاوي جه دوريسان هه‌ن ؟! ؟؟؟


                             په‌رن مه‌نبه‌كــي جه ئـاوي هانان

 
                          لولێش کیشیه‌ینی  ، ئاوي هانه كوان

 

 ده فتـــر خانه‌كــي ، بێكــارو به‌تاڵ                    مشته‌ريشان نيه‌ن ئێساڵ په‌ي ئه‌و ساڵ


                             ته‌ڵاق و جيايي  ، خو نه‌ويه‌ن به باۆ


                            جياوازي ( ژني ) جه  حه‌ق و حساۆ


 نه ئه‌شغال و ، نه ماسه و سيمان                  نمه‌گنوت تۆ به چه‌م، گۆشه‌و جاده‌كان


                              ميرزام پاوه شار بیه‌ن به ئه‌ودان


                          بازارچه‌ي مه‌رزيش په‌ره‌ن جه مێمان

 

چننها چنن هۆتل ، چنن مسافرخانه                   نميــاوان  پۆره   ئه‌ر بـــانێ هانه


                          مسافرش هه‌ن  ريوه‌ي چنن جارێ


                          مــه‌سانان سه‌وقات ، مه‌وه‌ران بارێ


 ئاغه‌م  هه‌رزاني جه شـاري پاو ه                    پارچه ، كه لــه‌په‌ل ، قه‌وله‌مه‌و تاوه

 
تلوێزيۆن ،سي دي، كوليري گـازي                   خه‌يره‌شــان فرێنه  ، مشته‌ريچ رازي

 
                                 پــاوه جــاده‌كێش بیێنێ ئتــوبان


                             تا چه‌م مه‌نيه‌ي يۆ مياوي كرماشان

 

نه پێچ و خـه‌مي نه ده‌سه‌ن نــازه‌ي                نه خــراوه و به‌خيڵ ، نه له‌قوز بازه‌ي

 

 ميرزام هيچ خه‌مو تۆ  پاوه‌يت نه‌وو                ئانه ئم كــه‌ردم حكـــايت پـــه‌ي توو


                                                شاعر :ناژو  

 

[ چهارشنبه بیستم آذر 1392 ] [ 11:39 ] [ شهـلا صـــادقـــی ]

پيري

 

 

 

 

چه رمه ي قه ژه کانه م ماچو ، جوانيت   ته مامیان   

 

سفيدي موي سرم  بهم ميگه ، تمام شد دوران جوانی ات  

-------------------------------------------

ئايی نه كي  په نه  واتان !

چه رچه ش كوته ي ميا چه مان  

 

آينه بود كه  به من گفت ،

چروك شده پيشاني ات

 

ناژو

[ یکشنبه هفدهم آذر 1392 ] [ 22:6 ] [ شهـلا صـــادقـــی ]

 

ماندلا که اینک مردمش او را « مُخولو» به معنی پدر بزرگ می خوانند در مردی که با آمدنش مژده ی پایان تبعیض نژادی را داد

سال ۱۹۹۳ جایزه صلح نوبل را دریافت می کند و سپس در اولین انتخابات دموکراتیک درسال ۱۹۹۴ به عنوان رئیس جمهور انتخاب می شود. مادیبا قدرت را در اختیار خود می گیرد اما فریفته اش نمی شود، نسیم آسا و باران وه ش سینه را از کینه ها می شوید واعلام می کند گذشته ها گذشته است. دادستانی را که برایش تقاضای اعدام کرده بود به شام دعوت می کند و زندان بان خود را که در طول ۲۷ سال تنها سه بار اجازه ملاقات با همسرش را به او داد به ریاست پلیس منصوب می کند.

او با آمدنش به هم وطنانش  نشان داد که یک سیاه پوست هم می تواند روزی افتخار آفرین باشد

او نماد مقاومت در طاقت فرسا ترین شرایط وقهرمان مقابله با خودکامگی و ستم در عریان ترین چهره زشتش(آپارتاید وبرتری نژادی ) و در همان حال منادی عدالت وبخشش در زیباترین صورت های ممکن بود

ماندلا برای رهایی از گذشته و ساختن آینده آخرین حلقه افدامات خلاف عادت را تکمیل کرده و تشکیل کمیسیون های آشتی را اعلام می کند. آنچه در این کمیسیون ها می گذرد مصداق گفته دیگری از حافظ است که: هزار نکته باریکتر زمو اینجاست

شکنجه گران در برابر زندانیان شکنجه شده دوران ستم تبعیض نژادی بنشینند واعتراف کنند ودر آن صورت مشمول تخفیماندلا برای رهایی از گذشته و ساختن آینده آخرین حلقه افدامات خلاف عادت را تکمیل کرده و تشکیل کمیسیون های آشتی را اعلام می کند. آنچه در این کمیسیون ها می گذرد مصداق گفته دیگری از حافظ است که: هزار نکته باریکتر زمو اینجاست

 و سر انجام

.............در شامگاه پنجشنبه چهاردهم آذرماه  ۱۳۹۲آن روز فرا رسید و بزرگ مردی که در بیست وششم تیر ماه سال ۱۲۹۷به این جهان چشم گشوده بود پس از یک قرن تلاش وتکاپو چشم بر هم نهاد اما به شهادت همه آزادگان وتمامی وجدان های بیدار چشمان بسیاری را بر بسیاری از ارزش های ماندگار انسانی گشود.

روحش شاد

 

ناژو

 

 

 

[ جمعه پانزدهم آذر 1392 ] [ 20:24 ] [ شهـلا صـــادقـــی ]
مرد ! ! !

وقتی بچه بودم پدرم می گفت :

هر زمان خودت به تنهایی توانستی بند کفشهایت را ببندی مرد شده ای!

اما بیایید ما به بچه هایمان بگوییم :

هر وقت توانستی بند کفشهای دوست داشتنی ات را خودت باز کنی و آن را به پا برهنه ای ببخشی آنگاه مرد شده ای!

[ پنجشنبه نهم آبان 1392 ] [ 13:39 ] [ شهـلا صـــادقـــی ]

 

زه نگو ته فریی ، حه ساره کیش له قه شیله که رده

ترجمه

زنگ تفریح ، حیاط را لگد مال کرد  

 

ناژو

[ چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1392 ] [ 8:37 ] [ شهـلا صـــادقـــی ]

چند تا از کاربران و دوستان من از من در خواست کرده بودند که عکس های از شهر زیبایم رو وبلاگ بگذارم من دیدم در کنار این عکس ها مختصر معرفی که از شهرم تو وبلاگ دیگرم (مندران  به پاوه ) نوشته ام خالی از لطف نیست که اینجا بنویسم و کنار عکس های پاوه بگذارم

پاوه

پاوه دارای معماری منحصر به فردی است. محوطه جلوی خانه‌ها و پشت بام‌ها هر دو به عنوان پیاده رو استفاده می‌شوند. بافت معماری پاوه درزمانهای بسیار گذشته شکل گرفته است و خیابان‌های کوچک و پله‌های بسیار به هیچ وسیله نقلیه موتوری اجازه ورود نمی‌دهد. معماری پاوه در یک جمله توصیف می‌شود: حیاط ساختمان بالایی پشت بام ساختمان پایینی است. تعداد طبقات ساختمان‌ها معمولا تا دو طبقه می رسد

و بخاطر این نما پاوه را شهر هزار ماسوله نامیده اند

وجه تسمیه نام پاوه

سالیان سال است که می گویند نام پاوه از یکی از سربازان زمان یزگرد سوم برگرفته از پاو می باشد و عده ای نیز بر این معتقد هستند پاوه یعنی بر پا ایستاده که بنده نیز اطمینان را می دهم که معنای واقعی این نام شهر همان بر پا ایستاده و مقاوم است

زیبایی و تک و منحصر به فرد بودن نام شهر و معماری جدا و تک قدیمی شهر سر سختی و مقاومت را بیانگراست

شنیده بودم که حدودا در دهه ۳۰ و ۴۰ پاوه شهرداری مجوز ساخت و ساز در بافت زیر خیابان اصلی از میدان فلسطین (دره باسام )تا میدان شهدا را نمی داده و گفته که ساختمان سازی باعث می شود نمای اصلی شهر بر هم بخورد و آن همه زیبایی باغ و کوهها را نمی توان به راحتی دید و ۹۰ در صد مردم در محله های قدیمی و اصیل پاوه در سرده و میر آوا ، قلاخوان و کلیان و .....میزیسته اند

برگرفته از وبلاگ مه ندران به پاوه وبلاگ دیگر خودم

 

 

 

 

 

 


 

 

 

ناژو  اردیبهشت ۹۲

 

 

 

 

 

[ سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1392 ] [ 15:37 ] [ شهـلا صـــادقـــی ]


مه زاندی په ی چی مه ش یو ، دل پیسه و به حریی بو؟؟؟؟؟؟؟ 


وه خته ی توه نی مه گنو لی ئاوه ی


په ی چه ن ساته ی موجه ش موزونه  

   په ی هه میشه ی گه م مه وو


 به لام تا قیامه ت بیخ و ده لو به حریه نه مه مانووه

 شکلک های محدثه
 گه رکمه ن پیسو ده ریایی بوو

 

یادم بشووه توه نانه ی که دریینه ی ده لی یم


 

هه رچه ن قورسی شان هه میشه نا سه رو دلی مه وه  

 

نــــاژو

[ سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1392 ] [ 13:20 ] [ شهـلا صـــادقـــی ]

 

روٌژی جیهانی زمانی دایکی پیروٌز بیت

 

۳ اسفند برابر با ۲۱ فوریه

 

روز جهانی زبان مادری گرامی باد

 

رو زوانه ی ئه دایی موارک بو

 

[ پنجشنبه سوم اسفند 1391 ] [ 23:5 ] [ شهـلا صـــادقـــی ]

نمایشگاه فرهنگ هورامان توسط دانش آموزان مدرسه

  •  

نمایشگاه 'فرهنگ هورامان' به مناسبت هفته وحدت در پاوه گشایش یافت

 

ما به مناسبت میلاد پیامبر اکرم حضرت محمد(ص)این نمایشگاه را بر پا کردیم و تا پایان اسفند ما ۹۱

در مدرسه پذیرای مهمانان و بازدید کنندگان هستیم

از زحمات تمام دانش آموزان عزیزم کمال تشکر و قدر دانی را دارم

ناژو نمایشگاه فرهنگ هورامان

زمستان ۹۱

 

[ دوشنبه نهم بهمن 1391 ] [ 22:42 ] [ شهـلا صـــادقـــی ]

 


 وه شــه ن ته ماشاي مـه نزه ري پاوه             وه شن ته مــــاشاش جه رينـــــگه نــاوه

وه شه ن كه شو كوش چه ني كوسارش             گل سوسه ن چنور فه سلـــي وه هارش

شنه وايش  وه شه ن دنگـــــــــو ژرژا                    شنو شــه مالــــي سو حو، و ويرگــــــا

وه شه ن تماشاي شــاري عارفــــــان                     مقــرگاو  شعـــرو ميرزاي قـــــارمــان

جه دوري پاوه كـــه س نه وه روگول                      وه شن تماشاي مه نزه ري پيــــــازدول

ته مــاشاش وه شه ن شاهو ئاتشـگاه                      ئيرو شوانيه و  ،  گــه لــــــو بيرگـــــاه

ماچي به هشته ن دشته كه ي ويميــر                      گـــورالــه زرديو ،ويرگــــــاي دلـــگير

وه شه ن تفريحگاي كه شانـــي پاوه                     وه شه ن ته مــاشاش جــه لا ره كــــاوه

هانـــه زليخــــا تا ته لان قه مـــــــر                       تفريگــاي كه ل ن، سي ملــــــه و باوه ر

كه ريسان كـــه رن دنگم نمياونـــوو                     بــه شــاري پــــاوه سلامم بيــــــــاونــو

كـــه نه لـــه دوره ن مه قر گاو ياران                    به لــــي شانه شين  پيسو كـــــول جاران

وه شه ن هانه ساو كـــه لارو ئاوه ش                   پوينه و مه لـه خور  ، پرشه ي هه تاوه ش

وه شه ن  مــاراني و گه زنيو مــه ران                     سه رده رو چـه مــه  ،  سي وه ر و  داران

پاوه شار وه شه ن شاري په لـــه كان                بديــه كويمكــــال  سوزي داره كــــــان

مه ره،‌ ده ره زيد ، پشته و قه لاخـوان                ســه راوي هولـــــــي و  ده رو ئاســـاوان

پاوه شار وه شن به رزه ن كه شو كوش             بوي عه تـــرو گـــولان چنورو شوبـــوش     

هامـــن و پـــاييز زمســـان و وهــــار               سيرانش وه شه ن كه شـــي پاوه شـــــار


 شهلا (ناژو) : وه هارو  1372

[ یکشنبه یکم بهمن 1391 ] [ 20:31 ] [ شهـلا صـــادقـــی ]

از میان دو واژه انسان و انسانیت...

اولی در میان کوچه ها ... و ...

دومی در لابلای کتاب ها سرگردان است...


(ویکتور هوگو)

[ سه شنبه هجدهم مهر 1391 ] [ 9:0 ] [ شهـلا صـــادقـــی ]
درباره وبلاگ

شروع يك روز نو مبارك

و شين، ش .ش حرف آغاز شادي است آنجا كه نام كوچك من آغــــاز شد

حكايت است كه روز 1 بهمن هزار و سيصد و ... در ديار سرسبز هورامان چشمم به جمال دنيا باز شد، هميشه كوههاي سربه فلك كشيده اي را كه زنجير وار شهرم را زنداني كرده اند در مصرع هاي شعرم جا مي كنم
عاشق طبيعت هستم ، بهار را به خاطر سرسبزي و خوش رنگي و زنده شدن دوباره طبيعت دوست دارم و خزان پاييز را به سفيدي و بي روحي زمستان ترجيح مي دهم ،
در هر زمان و هركجاي دنيا كه باشم از طبيعت اطراف لذت مي برم.
رشته ي تحصيلي ام علوم اجتماعي است با زبان مادريم هورامي وگاهي با زبان فارسي
مي نويسم
لازم به ذکر است تمام نوشته هایی که با نام ناژو به پایان می رسند دست نوشته های اینجانب می باشند


عاشق طنزو شادي ام و بزرگ‌ترین آرزویم ، فقرزدايی از غــــــــم است

مرحوم گل آقا می گفت : يك زبان دارم دوتا دندان لق ........ مي زنم تا زنده هستم حرف حق


shamal1379@gmail.comجيميل من


امکانات وب